محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
299
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدان نموده . و بعضى گفتهاند : به [ سببِ ] مشابهت [ در ] كثرت عروق شرائين ، شبيه به مشيمه است . و فايدهء آن : تغذيهء شبكيه است به واسطه آورده [ اى ] كه به سوى آن آمده است . و افادهء حرارت غريزى و روح حيوانى به شرائين كه در آن آمده . و بعضى اين طبقه را از جمله طبقات نشمردهاند . و طبقات ، نزد ايشان شش است . و امراض مختصّه به اين ، اكثر امراض دمويه است . و بعد از اين طبقهء ششم « 1 » : صلبيه است : اين ، متّصل و ملاقى به استخوان چشم است . و اين ، از اطراف غشاء صلب دماغ روييده و متّصل به عصبهء مجوّفه است . و بعضى اين را طبقه نناميدهاند ، بلكه گفتهاند غشاء است . و بر اين تقدير ، طبقاتِ [ چشم ] نزد ايشان شش است ؛ زيرا كه « طبقه » را عبارت از جسم ثخين صلب ضخيم الجرم مىدانند ، و فرق ميان غشاء و طبقه مىگذارند . آن چه ذكر يافت كه طبقات هفتاند ، بنا بر مشهور است . و جابجا به اختلافات اقوال اشاره كرده شده . و [ امّا ] در آن كه رطوبات سهاند ، اتّفاق است . « 2 » [ خاتمهء تشريح دو چشم ] و اعصاب متعلّقه به چشم دو قسمند : يك قسم : افادهء حسّ و حركت مىنمايند . و اينها غير مجوّف هستند . و قسم دوم - كه مختص به بصارت است - مجوّف است . آن را « عصبهء مجوّفه » نامند ؛ چنان چه مكرّر ذكر يافت .
--> ( 1 ) . الف و ب : طبقهء هفتم . ( 2 ) . در ابتداء تشريح چشم به طبقه شبكيه اشاره شده اما جزء طبقات چشم توضيح جداگانهاى براى آن نيامده است .